نادر ابراهیمی تو بخشی از کتاب آتش بدون دود میگه : روزگار چه بی رحمانه بازی می کند . و تو معنی این حرف رو تو سال ۹۴ کاملا درک میکنی … تجربه ، این آموزگار بی رحم تو سال ۹۴ به تو درس هــــــــــا آموخت ، درس های با ارزش ، درس هایی که برای یاد گرفتنشون بهای گزافی پرداختی … ارمغان سال ۹۴ واسه تو ، چیزی بود که هیچوقت دوست نداشتی ، ولی میدونستی که یه روز وقتش میرسه ، و رسید … و اون چیز بزرگ شدن بود … تو بزرگ شدی … و دنیای کودکانه خودت رو به خاک سپردی … قبلا به همه کمک میکردی ولی تو سال ۹۵ اینکار رو نمیکنی ، چون تو سال ۹۴ فهمیدی که این کار حماقته … قبلا به همه اعتماد میکردی ، ولی تو سال ۹۵ اینکار رو نمیکنی ، تو ، دیگه هرگز به دیو درون آدمها اعتماد نمیکنی … قبلا ، با تمامی قلب و عشق و روحت لبخند میزدی ، ولی تو سال ۹۵ پشت هر لبخندت ، سیاست ها پنهان خواهد بود … قبلا ، در لحظه زندگی میکردی و نه چیزی بیشتر ، ولی حالا ، که چند ساعت بیشتر به تحویل سال نمونده ، به لحظه فکر نمیکنی ، به فردا و فرداها و فرداها فکر میکنی ، به پاییز و زمستان سال ۹۵ فکر میکنی ، بدون قلب و فقط با عقل … قبلا قلب در وجودت حکمفرمایی میکرد و در سال ۹۵ ، عقل ، عقل بدون هیچ احساسی سلطان درونت خواهد بود … سال ۹۴ سال شکست تو بود ، شکست باورهات ، شکست باورهای پاک و صادقانه ات … تو ، بخش با ارزشی از وجودت رو تو سال ۹۴ جا گذاشتی ، از دست دادی … و به جاش ، قدرت بیشتر به دست آوردی واسه جنگیدن با دنیای که توش قدرت لازم هست ، و دنیای کودکانه ای که داشتی ، دنیای قدرتمندی نبود ، فقط دنیای قشنگی بود … در هیچ لحظه از سال ۹۵ به سمت قشنگی و زیبایی نمیری ، و فقط به سمت واقعیت ها ، واقعیت های تلخ میری … به برکت سال ۹۴ ، و آدمهای سال ۹۴ ، سال ۹۵ ، خاکستری خواهد بود و بس ، بدون هیچ رنگی ، فقط خاکستری ، خاکستری ، خاکستری

Ps : عیدتون مبارک . و از اونجایی که خیلی وقته آرزوهای آدما تو این دنیا دیگه برآورده نمیشه ، و دیگه هیچ آرزویی اون صداقت و حرمت و پاکی آرزو بودن رو نداره ، واستون هیچ آرزویی نمیکنم . و فقط ازتون میخوام تو سال ۹۵ ، واسه هدف هاتون بجنگید … همین

میپسندم(۲)خوشم نیامد(۱)
۹۴ ، بازی بی رحم روزگار

پیمایش نوشته


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *