امشب میفهمی که عاطفه کاوه با اعتماد به نفس ترین

انسان در سمیرم است . تو مطمعنی که عاطفه کاوه

میتواند به راحتی حتی در ورزشگاه مملو از جمعیت صد

هزار نفری آزادی هم شیوا و روان سخن بگوید ! عاطفه

کاوه با چشم هایش و صدایش و زبان بدنش اعتماد به

نفس را همچون نیزه به گوشه گوشه سالن آمفی تئاتر

پرتاب میکند و تو حسادت به میکنی به اعتماد به نفس او ..

عاطفه کاوه از آن بالا به تو و به همه نگاه میکند ، از

آن بالای بالا .. ممنون مامان ، خودت گلی ، دستت

درد نکنه .. عاطفه کاوه در آخر اجرا این را به

صورت مستقیم به مادرش میگوید و تو مادر عاطفه

کاوه را تحسین میکنی برای تربیت همچین دختری ..

یک تئاتر کودک دیگر ، تو عاششششق کودکان

هستی و میدانی که نمیتوانی برایشان دست نزنی …

یک نمایش با سه پرده ، ضعیف تر ، ضعیف و

معمولی ! پرده اول که داستان قطرات آّب و بخار شدن

و هدر دادن و صرفه جویی آب هست (خشکسالی روی

تئاتر هم تاثیر گذاشته! ) پرده دوم ، آنکه میگفت

آری آنکه میگفت نه .. برتولت برشت در سال ۱۹۵۶ در

آلمان به خاک سپرده شد و احتمالا بین ساعات هفت

تا هشت شب شنبه ۲۵ / ۱۱ / ۹۳ ، که در اداره

ارشاد شهرستان سمیرم این تئاتر اجرا شد ، بدن

برتولت برشت بار ها و بار ها در گور لرزید !! متن

نمایش بسیار زیباست اما اجرای ضعیف مانع آن میشود

که کسی بفهمد اصلا داستان از چه قرار بوده است ! پرده

سوم که احساس میکنی به جشن تولد دعوت

شده ای ، تو میخندی و دست میزنی و شادی ، و خوشت

آمده از این تئاتر عروسکی ، ولی احساس میکنی در

یک جشن تولد هستی .. اوقات خوشی را سپری

میکنی که ربطی به تئاتر ندارد ! تئاتر آنکه میگفت

آری آنکه میگفت نه به کارگردانی عاطفه کاوه را دوست

داری ولی خودت نمیدانی چرا !!  نمایش تمام میشود و

تو با لب خندان سالن را ترک میکنی !

میپسندم(۰)خوشم نیامد(۱)
شب هفتم جشنواره تئاتر برای همه : بازی بازی با برشت هم بازی ؟!

پیمایش نوشته


یک دیدگاه در “شب هفتم جشنواره تئاتر برای همه : بازی بازی با برشت هم بازی ؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *