نمایش مردی که پوست می انداخت قرار بوده ساعت شش شروع شود

و ساعت هفت شده و تو بیرون هستی . قرار بوده ساعت شش

شروع شود و ساعت هفت و نیم شده و تو هنوز بیرون هستی و

بالاخره در باز می شود و دو دستگی بین مسئولان ورود به سالن

برای گرفتن یا نگرفتن دعوتنامه . به هر حال وارد میشوی ، و

باز هم انتظار .. کلافه شده ای .. مجری مراسم بر روی صحنه

می آید و تو را دعوت به دیدن یک کلیپ و بعد دیدن دو سورپرایز

میکند .. و تو باز هم کلافه تر میشوی .. کلیپی در مورد تهیه کار

تئاتر ها و یا به اصطلاح عکس هایی از پشت صحنه تئاتر هایی

که گروه های سمیرم ساخته اند ، کلیپی دوست نداشتنی .. سورپرایز

اول مزخرف ترین سورپرایزی است که در عمرت دیده ای ..

یک فیلم کوتاه از سپیده سامی که گویا در تهران کارشناسی

ارشد (فیلم) میخواند یک فیلم کوتاه ساخته که تو از این فیلم

کوتاه چندش آورتر در عمرت ندیده ای و احتمالا نخواهی دید ..

سورپرایز دوم جنبه تحقیر آمیز دارد ، گفتگو با علی نصیریان

به صورت تلفنی که برای هنر و هنرمندان آن ناحیه آرزوی

موفقیت میکند بدون بردن نام سمیرم .. نه تنها تو که تمام

تماشاگر ها کلافه شده اند و تو از خودت میپرسی این همه

انتظار ارزش دیدن این تئاتر را دارد ؟ تئاتر تک بازیگری

که بازیگرش مردی است به نام احتمالا  آقای افشاری ! با

کارگردانی امین ساعدی ، با دستیار کارگردانی ندا افشاری .

بازی ندا افشاری را قبلا در تئاتر طنز دیده ای و به دلت

نشسته .. امین ساعدی قبل از تئاتر گفته که به دلایل درس و

کار و این که در خارج از سمیرم بوده کار را سریع آماده کرده ( به

ژست او هنگام گفتن این که خارج از سمیرم بوده دقت میکنی ) .

تو عصبی شده ای ، دست ها را بالا برده ای برای تازیانه

زدن ، دندان ها را تیز کرده ای برای دریدن ، منتظری آن تک

بازیگر مرد به روی صحنه بیاید و تو تمام کلافگی و عصبانیتت

را سر او خالی کنی .. این تئاتر  قبل از شروع شکست خورده ..

تئاتر شروع می شود ، مردی با سر و وضعی عارف مسلک

همراه با دف شروع به کار میکند  و تو ، هنوز چند دقیقه نگذشته

یاد رمان سمفونی مردگان می افتی .. ژست سنگین آن تک

بازیگر ، دیالوگ های سنگین آن تک بازیگر ، حتی دف سنگین

آن تک بازیگر .. این تئاتر سنگین تر از مردم عادی شهر

سمیرم است .. حتی سنگین تر از قشر هنرمندان سمیرم.. این تئاتر باید در

جشنواره تئاتر فجر تهران به روی صحنه برود نه در شهر سمیرم ..

به چهره ها دقت میکنی .. عوام که با بی پروایی متلک میگویند

و به نشانه اعتراض جملات نیش دار روانه تک بازیگر مرد

میکنند و تو میشنوی که یکی از پسران پشت سرت میگوید تئاتر

تئاتر که میگفتن اینه ؟؟!! و  به چهره خواص نگاه میکنی که یواشکی

خمیازه میکشند ولی همچنان پرستیژ هنرمندانه خود را حفظ میکنند

تا مبادا نقاب هنرمندانه شان فرو بیفتد .. کم کم افراد سالن را

ترک میکنند ( البته عوام که هنوز شجاعت خود بودن را دارند ).. 

از خودت و تمام این شهر بیزار شده ای .. بلند میشوی و از

سالن بیرون میروی .. اولین تئاتر در زندگی ات است که نیمه تمام

رهایش میکنی .. اولین بار است که از این که طرفدار تئاتر

هستی پشیمان شده ای .. به خودت فحش میدهی و فحش .. به هنر

و هنرمند فحش میدهی و فحش .. حالت از دیدن این تئاتر به

هم خورده ، حالت از تئاتر به هم خورده …

میپسندم(۰)خوشم نیامد(۴)
شب اول جشنواره تئاتر برای همه : افتضاح

پیمایش نوشته


یک دیدگاه در “شب اول جشنواره تئاتر برای همه : افتضاح

  1. دوست عزیز نقد فیلم و تئاتر علم میخواهد... شعور میخواهد...سواد میخواهد....که با توجه به قلمی که زدی (هرچند نظرشخصی شما جای احترام دارد) فاقد آنی

    میپسندم(۰)خوشم نیامد(۱)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *