بعضی وقتا از فیلمای مدرن ، مد روز ، ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ خسته میشی ، زده

میشی ، یه فیلم دهه هفتاد میخوای ، یا قبل ترش ، یه فیلم کلاسیک و حتی

قبل تر ، یه فیلم صامت . و اونوقت تو اینترنت شروع به گشتن میکنی ، تو

این گشتن ها چیزای جالبی پیدا میکنی

صد و یک سال پیش ، تو سال ۱۹۱۳ تو آلمان فیلم صامتی ساخته شد

به اسم دانشجویی در پراگ ( دانشجوی پراگی،

DER STUDENT VON PRAG )به کارگردانی  پاول واگنر و

استلان ریه . یه فیلم تو مکتب اکسپرسیونیسم ( اکسپرسیون در لغت به معنای

“‌‌‍‌بیان، عبارت، حالت و چهره” است و اکسپرسیونیسم به هر اثر هنری اطلاق

می شود که بیشتر به نمایش احساس ذهنی و درونی تمایل داشته باشد تا

مشاهده ی عینی و بیرونی. اکسپرسیونیسم از همان ابتدا، مکتبی بود برای

نمایش دلتنگی ها و خفقان دنیای مدرن. از سوی دیگر، سنت و قراردادهای

دست و پا گیر موجود در قالب های هنری گذشته را نیز نفی می کرد.

همین مسئله، اکسپرسیونیست ها را به فکر تغییر وضع موجود و حرکت

در مسیری جدید انداخت. از این رو می توان اکسپرسیونیسم را یکی از

آغازگران هنر پست مدرن دانست. اکسپرسیونیسم از کشور آلمان و افسردگی

حاصل از جنگ جهانی اول که تو این کشور بود شروع شد ، حس خفقان،

ترس و اضطراب ناشی از جنگ باعث شده بود تا این سبک- که هدف

اصلیش بروز دادن همین احساسات بود- به کمال برسد ) تو فیلم دانشجویی

در پراگ ، بالدوین ، که یه دانشجوی فقیر هست ، عاشق یه دختری میشه

( سالمونووا ) ، دختر هم اونو دوست داره ولی به دلیل فقر بالدوین دختر و

پدر دختر بالدوین رو قبول نمیکنن . بالدوین افسرده و غمگین تو اتاقش

نشسته که یه جادوگر ( اسکاپینلی ) وارد اتاق میشه ، جادوگر یه کیسه

کوچیک از جیبش درمیاره ، کیسه ای که به زور دو تا سکه توش جا

میشه ولی وقتی برش میگردونه همینطور پشت سر هم سکه طلا ازش

بیرون میریزه ، اونقدر که میز پر از سکه طلا میشه و به بالدوین میگه

تموم این پول مال تو هست به شرط اینکه هر چی که دلم خواست از اتاق

تو بردارم . بالدوین که میدونه چیز باارزشی تو اتاقش نداره قبول میکنه .

جادوگر به بالدوین میگه رو به روی آینه وایسا ، بعدش تصویر بالدوین

رو از آینه بیرون میکشه و اونو زنده میکنه و جادوگر و تصویر

( همزاد بالدوین ) از اتاق خارج میشن . بالدوین که از تعجب خشکش زده

رو به روی آینه وایمیسه ولی میبینه تصویر خودش دیگه تو آینه نیست ، اول

تعجب میکنه و میترسه ولی بعدش با دیدن پولا این اتفاق یادش

میره ( در اصل بالدوین روحش رو به شیطان میفروشه ) . بالدوین به سراغ

دختر میره و با پولاش دل دختر و پدر دختر رو به دست میاره . نامزد

قبلی دختر ، بالدوین رو به دوئل دعوت میکنه ولی پدر دختر به بالدوین

میگه به این دوئل نره چون نامزد قبلی فامیل نزدیکشون هست و خوش نداره

بلایی سرش بیاد ، بالدوین قبول میکنه ولی همزاد بالدوین که از آینه بیرون

اومده  ، سر قرار دوئل حاضر میشه و نامزد سابق دختر رو میکشه . و

بعد از این ماجرا هم ، همزاد بالدوین ، وقت و بی وقت ، حتی وقتی بالدوین

داره با نامزدش قدم میزنه سر راهشون حاضر میشه و همه رو به وحشت

میندازه . تموم این اتفاقا باعث میشه بالدوین به مرز جنون نزدیک بشه و

دختر دوباره اونو طرد میکنه ، بالدوین میره تو اتاقش و در حالی که

دچار فروپاشی عصبی شده همزادش تو اتاق ظاهر میشه و بالدوین

عصبانی با تفنگ به تصویر خودش شلیک میکنه و تصویر محو میشه .

بالدوین میره رو به روی آینه و میبینه تصویرش برگشته تو آینه . بالدوین

حسابی خوش حال میشه ولی بعد میبینه داره از بدنش خون میره ( در اصل

بالدوین به خودش شلیک کرده ) بالدوین بی حال میشه و کف اتاق میفته

و بعد هم میمیره . دوباره جادوگر تو اتاق ظاهر میشه و با خنده به جنازه

بالدوین نگاه میکنه و سنگ قبر بالدوین رو میبینم در حالی که تصویر

بالدوین روی سنگ نشسته  و فیلم تموم میشه .

بعضی ها هم این فیلمو اعتراض کارگردان به هیتلر میدونن . هیتلر ( شیطان )

با فریب مردم ( بالدوین ) اونارو تحت سلطه خودش میگیره و به آخرش هم

اونارو به ورطه نابودی میکشونه .

صد و یک سال پیش یه فیلم محشر ساخته شد ….

1prag

2prag

tumblr_l4trls3oXv1qcyyvqo1_500

میپسندم(۴)خوشم نیامد(۰)
دانشجویی در پراگ

پیمایش نوشته


5 دیدگاه در “دانشجویی در پراگ

  1. من هم اولین باری که به فیلمای قدیمی رو آوردم به این دلیل بود که در بین فیلمای جدید دیگه فیلم خوبی سراغ نداشتم. از لیست ۲۵۰ فیلم برتر، ۱۲ مرد خشمگین رو انتخاب کردم. بعد از اینکه فیلم تموم شد بلافاصله این فیلم توی لیست ده فیلم مورد علاقه ام اومد اول! مرتب به خودم میگفتم چطور ۵۷ سال پیش همچین ایده ای به ذهن یک نویسنده رسیده. 

    میپسندم(۱)خوشم نیامد(۰)
    1. دوازده مرد خشمگین که خداست ، فقط یه اتاق ، بــدون حضور هیچ زن یا دختری ، واقعا شگفت انگیز هست که میتونه با همین امکانات کم و بدون بازیگرای مشهور چنین فیلم معرکه ای ساخته بشه ، متاسفانه هر چی جلوتر میایم چنین ایده ها و فیلم هایی رو کمتر میبینیم . در کل فیلمای کلاسیک یه چیز دیگه هست

      میپسندم(۰)خوشم نیامد(۰)
  2. آره فیلم نامه نویسا و کارگردانای کلاسیک بیش از صحنه پردازی به داستان پردازی اهمیت می دادند و قصه گو بودند. 

    میپسندم(۰)خوشم نیامد(۰)
    1. درسته ، روزگاری داستان گوش دادن خیلی لذت بخش بود ولی متاسفانه این روزا همه به دنبال ظواهر میگردن

      میپسندم(۱)خوشم نیامد(۰)
  3. ممنون از اطللاعاتی که دادید اما یک نکته را عرض کنم:این فیلم در سال ۱۹۱۳ (و بار دیگر در سال ۱۹۲۶) ساخته شده و در این سالها هنوز هیتلر در جامعه آلمان به عنوان شخصیتی معروف ظهور نکرده بود.

    میپسندم(۰)خوشم نیامد(۰)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *