… با ماری حتی در این باره صحبت کرده بودم که چه لباسی تن بچه هایمان خواهیم کرد. او طرفدار بارانی هایی به رنگ روشن و شیک بود، من بارانی مشکی را ترجیح میدادم، چون برای خودم مجسم میکردم که یک بچه با یک بارانی کمرنگ شیک نمی تواند توی یک چاله ی پر از آب بازی کند ، در حالی که یک بارانی مشکی برای بازی در گودال مناسب است . او ، که من دختربچه تصورش میکردم ، لباس گرم به تن خواهد داشت . با وجود این پاهایش آزاد خواهد بود ، که اگر سنگی توی گودال بیندازد ، ترشح آن احتمالاً نه پالتو بلکه پاهایش را کثیف کند ، و یا اگر با یک قوطی حلبی آب از چاله می کشید و آن را کج میگرفت ، و آب کثیف بیرون میریخت ، لازم نبود که به طور قطع پالتو را کثیف کند . در هر صورت این شانس که فقط پاهایش کثیف شود بزرگتر بود . ماری عقیده داشت که او در یک پالتوی کمرنگ بیشتر مواظب خودش خواهد بود . این مسئله که آیا بچه های ما مجاز خواهند بود توی چاله بازی کنند یا نه هیچگاه به طور قطع میان ما حل نشد . ماری همیشه لبخند میزد ، شانه خالی میکرد و می گفت بهتر است صبر کنیم … و حالا ماری رفته است … اگر از آن مرد بچه دار شود نخواهد توانست بارانی مشکی یا بارانی روشن شیک تن بچه هایش کند ، او باید بگذارد بچه هایش بدون پالتو بگردند ، زیرا ما در باره ی انواع پالتوها مفصلاً صحبت کرده ایم . ما همچنین درباره ی زیرشلواری های بلند و کوتاه ، لباس زیر، جوراب و کفش صحبت کرده ایم . ماری اگر بخواهد احساس فاحشه بودن یا خائن بودن نکند ، باید بگذارد بچه هایش لخت در خیابان بگردند…

عقاید یک دلقک ، هانریش بل

عقاید یک دلقک ، هانریش بل

میپسندم(۰)خوشم نیامد(۰)
خائن بودن

پیمایش نوشته


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *