به خاطر دارم که در جاده‌ای با دو دوست در حال قدم زدن

بودم – خورشید در حال غروب کردن بود – به ناگاه آسمان

به سرخی خون گرایید – توقف کردم، احساسی مرا احاطه کرد

و در برگرفت – خون و دهانه‌هایی از آتش بر فراز شهر

زبانه می‌کشید – دوستانم به قدم زدن خود ادامه دادند و

من در حالتی از ترس و لرز ماندم – و من فریادی لایتناهی

از فریادی که طبیعت را از هم می‌گسست، حس‌ می‌کردم.

ثبت شده در  ۲۲ ژانویه‌ی ۱۸۹۲ در دفترچه‌ خاطرات

ادوارد مونک؛ تجربه‌ای که منبع الهام‌بخش او در خلق تابلوی

جیغ (گریه‌ی طبیعت) شد

( بر روی تصویر کلیک کنید )

نقاشی جیغ ادوارد مونک

 

جیغ (فریاد)، نام یک مجموعه نقاشی (شامل چهار تابلوی رنگی و رشته‌ای از

طرح‌های قلمی و زغالی) اثر ادوارد مونک است. نقاشی‌های مونک، هرچند

آشکارا به نمایش واقعیت می‌پردازد، از تخدیش و رنگ‌های اغراق‌آمیز برای

تجلی دادن جهانی درونی‌تر استفاده می‌کند. مونک سبک چرخشی و رنگ‌های

تند را از ون‌ گوک وام گرفت تا به آثارش قدرت و شور ببخشد. حرکت‌های

گردابی قلم‌موی او، پژواک‌های بصری در اطراف شخصیت‌های تابلوهایش

ایجاد می‌کند. این شیوه به او کمک کرد تا آثاری مانند جیغ را آکنده از احساس

وحشت کند و انرژی ویرانگری را به نمایش بگذارد که نمی‌توان مهارش کرد.

جیغ (فریاد) بعد از مونالیزای داوینچی، دومین تابلوی نقاشی است که نه

تنها در تاریخ هنر، بلکه در فرهنگ عام، به شهرتی استثنایی دست یافته و

موضوع بسیاری کتابها، پژوهش‌های دانشگاهی، فیلم‌ها، نقاشی‌ها، ویدئو آرت‌ها

و نمایشگاه‌ها بوده است. مخلوق پر هراس ادوارد مونک، به عنوان

شمایلی بی‌بدیل از فرهنگ تصویری جهان مدرن، همه جا و در تمام فرهنگها

از پکن تا مسکو و از تهران و نیویورک، به سادگی قابل تشخیص است.

اگر امروز از همان نقطه اسلو که مونک ایستاده بود، به شهر نگاه کنیم و آن

چشم اندازهای صنعتی اطراف اسکله را درنظر نگیریم، آن نمای ضدنور درون

تابلوی مونک در نظرمان جلوه خواهد کرد.

1488104_292800984207059_1954913123_n

میپسندم(۳)خوشم نیامد(۰)
جیغ ، اثر ادوارد مونک

پیمایش نوشته


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *