اگر قرار بود جای دیگری زندگی کنم دلم میخواست کنار دریا

باشم ، در کلبه ای نه چندان بزرگ ، کنار فانوسی دریایی که

خودم هم مسئول آن فانوس بودم . و نیمه شب ها کشتی ها را

هدایت میکردم . کنار آن کلبه در کنار صدای باد و دریا و

مرغان ماهی خوار و امواج ساحل . و روزها در ساحل میان

انسان هایی که کنار دریا آمده اند قدم میزدم و شاید احساس

بیگانگی با آن ها تمام وجودم را در برمیگرفت .

اگر قرار بود جای دیگری زندگی کنم دلم میخواست یک

گاوچران میشدم در بیابانی وسیع با گله ای وسیع تر . با

سکوت گله را هدایت میکردم و شاید ترانه های محلی

زیر لب زمزمه میکردم .. گله ام را دوست میداشتم و

کنارشان احساس زندگی میکردم و شاید ترانه های محلی

زیر لب زمزمه میکردم به یاد دختری محلی . از

خاک ، آب ، علف و طبیعت زیبا لذت میبردم و به خورشید

و ماه عشق میورزیدم .

اگر قرار بود جای دیگری زندگی کنم دلم میخواست در

یک کشتی باشم ، یک ناخدا و ملوان کشتی با مستخدمه های

نه چندان زیاد  که به شکار کوسه و نهنگ میروند . مرد

مرموزی که همیشه سکوت میکند و با اخم فرمان میراند . و

شب ها در نور کم سوی عرشه ، بر روی یک صندلی

مینشیند و مطالعه میکند و تا جایی که امکان داشته باشد

نمیگذارد کشتی اش به خشکی نزدیک شود .شاید سالی

یکبار در کنار ساحلی لنگر بیندازد تا مردانش

گلویی تر کنند …

اگر قرار بود جای دیگری زندگی کنم دلم میخواست

یک کتابدار بودم در یک زندان مخوف . پیرمردی کتابدار

که شب و روز تلاش میکند روح های پلیدی که به زشتی ها

خو گرفته اند را به معجزه کتاب و لغات بیدار کند . کنار

تک تک سلول ها میرفتم و با صدایی آمیخته با امید و

ترس میگفتم ” کتاب نمیخواهید ؟ ” . پیرمردی فرتوت

که شب ها اشک میریزد برای سقوط انسانیت ..

اگر قرار بود جای دیگری زندگی کنم هر جای دیگری

در جهان را انتخاب میکردم به غیر از این شهر مــُــرده ، به

غیر از این سمیرم نفرین شده ، به غیر از این مکانی

که کوه های لعنتی اش چون حصاری وحشتناک راه

هوای تازه را بسته اند . جای دیگری را انتخاب میکردم

تا مجبور نباشم در خیابان های چون حیاط زندانش قدم

بزنم و چهره دختری را ببینم که زندگی ام را به گند

کشیده . نفرین به این شهر و آن دختر و تمام عواملی

که مرا مجبور میکنند در این شهر بمانم ، نفرین …

میپسندم(۰)خوشم نیامد(۰)
اگر قرار بود …

پیمایش نوشته


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *